ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
507
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
حضرت شروع وجريان پيدا مىكند . براي كمالات خود لفظ سيل را استعاره آورده است . 2 - اين كه هيچ پرندهاى به بلندى مقام أو نمىرسد ، كناية از نهايت علوّ درجهء علمي آن حضرت مىباشد زيرا هر مكان مرتفعى كه از آن سيل جريان يابد لازمهاش اين نيست كه پرندهاى به آنجا نتواند پرواز كند ، پس جملهء دوّم علوّ خاصّى را بيان مىكند كه دسترسى به آن آسان نيست ، چنان كه أبو تمام شاعر در مورد بلندى مقام چنين سروده است : 3 - مكارم لجّت في علوّ كانّما * تحاول ثارا عند بعض الكواكب « 3 » ( 2574 - 2572 ) فسدلت دونها ثوبا ، كنايهاى است از دور ماندن از خلافت وبا لفظ حجاب در اين معنا مبالغه به عمل آمده است وبراي حجاب لفظ ثوب را به عنوان تشبيه محسوس به معقول استعاره آورده است . ( 2578 - 2575 ) وكلام ديگر امام ( ع ) كه فرمود : وطويت عنها كشحا نيز استعاره است ، زيرا « كشح » به منزلهء غذايى است كه آن حضرت از خوردن آن منع شده است وچون محتواى خلافت دگرگون شده بود حضرت از آن اعراض كرد . قول ديگر اين است كه مقصود حضرت از طي كشح عدم توجّه به خلافت است چنان كه اعراض كننده از چيزى كه در كنار اوست رو بر مىگرداند ، مانند اين كه گفتهاند : طوى كشحه عنّى واعرض جانبا : « از من روى برگرداند ، واز كنار من رفت . » ( 2605 - 2579 ) فرموده است : وطفقت ارتئى بين ان أصول بيد جذّاء أو اصبر على طخية عمياء مقصود اين است كه حضرت فكرش را در چارهجويى امر خلافت به كار
--> ( 3 ) فضايل وبزرگواريها آن قدر در درجه بالا قرار گرفتهاند كه گويا در كنار بعضي ستارگان واقع شدهاند .